فانوسي در غبار
دوشنبه ٤ آذر ،۱۳۸٧
غریبانه

 

              

                          http://www.pzrocks.com/g.htm?id=20199

هر چی آرزوی خوبه، مال تو
هرچی که خاطره داری، مال من

اون روزای عاشقونه، مال تو
این شبای بیقراری، مال من

منمو، حسرت با تو ما شدن
تو یی و، بدون من رها شدن

آخر غربت دنیاست مگه نه
اول دوراهی ، آشنا شدن



تو نگاه آخر تو
آسمون خونه نشین بود
دلتو شکسته بودن
همه ی قصه ، همین بود

می تونستم با تو باشم
مثل  سایه  مثل رویا
اما بیدارمو بی تو
مثل  تو    تنهای تنها

هر چی آرزوی خوبه، مال تو .........

 

     باصدای : احسان خواجه امیری

               آلبوم : برای اولین بار

 

سیاوش

شنبه ٢ آذر ،۱۳۸٧
نامه ای برای تو
نامه ای برای تو

ای که دور از تو چون مرغ پرشکسته‌ام / بی تو در باغ غم، منتظر نشسته‌ام / می‌نویسم امشب از صفای دل، نامه‌ای پر آرزو برای تو / که به دیدنم بیا، دور از این بهانه‌ها / تو طنین شعر عاشقانه‌ای / همچو روح شادی زمانه‌ای / تو بیا که بشکفد به لبم ترانه‌ای/ چه شود گر بدهی جواب نامه‌ی مرا / بنویسی دو سه جمله با کلام بی‌ریا / که در آن‌جا ز خیال من نمی‌شوی رها / پس از این هم نبری به عشق دیگری تو راه / می‌نویسم امشب از صفای دل / نامه‌ای پر آرزو برای تو / که به دیدنم بیا / دور از این بهانه‌ها...

با صدای : شجریان

http://sarapoem.persiangig.com/link7/sonnaty.htm

سیاوش

جمعه ٥ امرداد ،۱۳۸٦
برو

نمي بخشم تو را تا زنده هستم
به روي دل ، همه درها را بستم
ببين عشقت به حال من چه ها  کرد    
    چه آروم  در  درون خود شکستم
نمي بخشم تو را تنها تو بودي   همه عشقم ، تمام خواهش من
نمي بخشم تو را  از من  ربودي    همه قلبم ، همه آرامش من
برو از پيش من  نگو  چه  کردم
نگو   روزي  دوباره  بر مي گردم
برو   شکستنم   بوده  گناهت
 برو که  ديگه   نيستم   چشم به راهت
نمي بخشم تو را براي قلبي   که شبها تا سحر  به پاي تو سوخت
نمي بخشم تو را  براي چشمي     که منتظر  به  اين پنجره ها  دوخت
اگر بغضم   را مي بيني   براي اولين بار
اگر  اشکم را مي بيني     براي اولين بار
شکستم را ببين   ترسي ندارم    که هست اين آخرين ساعات  ديدار
برو از پيش من  نگو چه کردم
نگو   روزي  دوباره  بر ميگردم
برو  شکستنم  بوده  گناهت
برو    که  ديگه  نيستم چشم به راهت ...

با صداي : مهستي

سیاوش

سه‌شنبه ٢ امرداد ،۱۳۸٦
راز خلقت

دارم سوالی ای خدا         ای آشنا  با فکر ما      وی قادر قدرت نما

چون می نوشتی     این سرنوشت ِ     ما خاکیــــان  را

قسمت چه کردی        از  مُلک هستی      افلاکیان را

ای داور عرش آفرین   صورتگر فرش زمین     وی مالک مُلک یقین

باید به بال ِ      اندیشه پویم     هفت آسمانت را

یک یک ببینم      هم ثابت و   هم           سیــــارگانت  را

باید سیاحت ها کنم        در زهره و  در مشتری

شاید که  خورشید  افکند        آنجا فروغ دیگری

تا مگر در آسمان      در دل ِ آن  اختــــــــــران

زانچه می جوید  بشر       ذره ای  یابم  نشان

شاید آنجا زندگی    دور  ازین غوغا بود

معنی صلح و صفا   بلکه در آنجا بود

جویای راز خلقتم    آه ای خدای مهربان

با شهپـــر اندیشه ها     بر قله ء  عرشم رسان

با صدای : مهستی

سیاوش

شنبه ٢٦ خرداد ،۱۳۸٦
لحظه ديدار

لحظه ء دیدار نزدیک است

باز من    دیوانه ام   مستم

باز  می لرزد  دلم      دستم

باز  گویی  در جهان دیگری هستم

 آی  نخراشی  به غفلت      گونه ام را  تیغ

آی نـپــریـشـی  صفای زلفکم  را  دست

آبرویم  را  نریزی  دل

 ای نخورده   مست

 لحظه ء  دیدار       نزدیک است

 با صدای : رضا صادقی

سیاوش

یکشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٥
نديدی مرا

هرچه شکفتم  ، تو ندیدی مرا

رفتی و افسوس ، نچیدی مرا

ماندم  و پژمرده شدم  ،  ریختـــم

تا که به دامان  تو ،   آویختـــــم

*

دامن خود را  متکـــــان  ای عزیز

 این منــم ای دوست ، به خاکــم  مریـز

وای مرا ساده  سپــــــردی  به  بــاد

حیف که نشناخته  بـــُردی ز یـــاد

*

همسفـــر  ِ بـادم  از آن پس ، مــُدام

می گذرم  بی خبر  از  بام و شام

می رسم اما  به  تو  روزی  دگــــر

پنجره را

باز گــــُذاری  اگر

پنجره را

باز گذاری  اگر

از آلبوم  :  تو می آیی / علیرضا افتخاری

سیاوش


دوشنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٥
یادته

یادته ٬ یادته ٬ روزای آخر یادته
اون روزا یادته ٬ گلای پر پر یادته

چه دلتنگم برای تو ٬ برای چشم غمگینت
برای بیقراری هات ٬ حسادت های شیرینت
بگو یادت نرفته ٬ منو یادت نرفته ٬ یادته
یادته چه حالی داشتم ٬ یادته
لحظه ی دیدنت آروم نداشتم ٬ یادته

چه روزا و چه شب هایی که با یاد تو سر کردم
تو بودی همسفر با من
نگو بی تو سفر کردم
بگو بگو بگو که هنوز یادته
یادته ٬ روزای آخر یادته
اون روزا یادته ٬ گلای پر پر یادته
تو هم شبهای بی من بگو خوابت نبرده

هنوز یادت نرفته ٬ منو یادت نرفته
یادته ٬ یادته ٬ یادته ٬ یادته

شعر : هما میر افشار

با صدای منصور


سیاوش

چهارشنبه ۳ آبان ،۱۳۸٥
شکايت

اين روزا كه شهر عشق خالي ترين شهر خداس
خنجر نامردمي حتي تو دست سايه هاس
وقتي كه عاطفه رو مي شه به آسوني خريد
معني كلام عشق خالي تر از باد هواس
اما من كه آخرين عاشق دنيام
ماهي مونده به خاك و اهل دريام
از همه دنيا برام يه چشمه مونده
چشمه اي به قيمت همه نفس هام
از همينه كه همه عمرمو مديون تو ام
تويي كه عزيزتر از عمر دوباره اي برام
بي نيازي به تن قلندرم تنها لباسه
اما دستام به ضريح تو دخيل التماسه
خسته و زخمي دست آدمك هاي بدم
پشت پا به رسم بي بنياد اين دنيا زدم
من براي گم شدن از خود و غرق تو شدن
راه دور عشقمو پيمودم اين جا اومدم
بي نيازي به تن قلندرم تنها لباسه
اما دستام به ضريح تو دخيل التماسه
خسته و زخمي دست آدمك هاي بدم
پشت پا به رسم بي بنياد اين دنيا زدم
من براي گم شدن از خود و غرق تو شدن
راه دور عشقمو پيمودم اين جا اومدم
بي نيازي به تن قلندرم تنها لباسه
اما دستام به ضريح تو دخيل التماسه

شعر اردلان سرفراز

سیاوش

پنجشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٥
سفر
تو از كدوم قصه اي كه خواستنت عادته
 نبودنت فاجعه ، بودنت امنيته
 تو از كدوم سرزمين ، تو از كدوم هوايي
كه از قبيله ي من ، يه آسمون جدايي
اهل هر جا كه باشي
 قاصد شكفتني
 توي بهت و دغدغه
ناجي قلب مني
 پاكي آبي يا ابر
 نه خدا يا شبنمي
 قد آغوش مني
 نه زيادي نه كمي
 منو با خودت ببر
 من حريص رفتنم
 عاشق فتح افق
 دشمن برگشتنم
 اي بوي تو گرفته تن پوش كهنه ي من
 چه خوبه با تو رفتن ، رفتن ، هميشه رفتن
 چه خوبه مثل سايه هم سفر تو بودن
 هم قدم جاده ها ، تن به سفر سپردن
 چي مي شد شعر سفر
 بيت آخرين نداشت
 عمر كوچ من و تو
 دم واپسين نداشت
س آخر شعر سفر
 آخر عمر منه
 لحظه ي مردن من
 لحظه ي رسيدنه
 منو با خودت ببر

شعر ایرج جنتی عطایی
سیاوش

* |  ترانه های قبلی .A> | @ ]